دو سال گذشت.... تلخ و سنگین
20 مرداد ماه سالگرد کوچ آرام و غریبانه پدرم هست.
دو سال گذشت.. سنگین و تلخ
بی نگاه های کم سوی پدرم
بی دعای خیر و دلنشینش
بی صدای بلند و شمرده نمازهای با خلوص...
پدرم رفت ولی یادش هست و نگاهش باقیست
دور دست نظرم ،چهره او می بینم... او به من می خندد
یاد گرمای بغل کردن او می افتم...
کاش یک لحظه صدای نفسش باز آید
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ ساعت 14:50 توسط زهره سعادتی
|